
این ترم امید داشتم که جبران نمرههای بد پارسال رو انجام بدم ولی نشد. دیروز نمرههام که اومد که کف انتظارم نسبت به تلاش این ترمم بود خیلی ناراحت شدم و نمیu200eدونستم باید چی کار کنم :( خیلی سعی کرده بودم طی ترم روحیهام رو در مقابل مشکلات نگه دارم از پس درسها بر بیام و ... امّا نتیجه خیلی پایینتر از حد انتظارم شد و الان معدل کلم زیر 17 قرار میگیره و ناراحتم. ...
ادامه مطلب
حس میکردم اینقدر بد شدم که دیگه توفیق انجام کار خیر رو ندارم؛ بعد از ظهر به دانشگاه رفته بودم که مقداری درس بخونم امّا نخونده بودم ناهارم رو ساعت 5 عصر خورده بودم خورش بادمجان بود و عجیب خوشمزه.ساعت 10 شب داشتم برمیگشتم خیابونهای تاریک، نمیu200eدونم چرا حتی ترس این رو نداتشم که خفت بشم. موسیقی گوش میدادم و سعی میu200eکردم روحیه خودم رو حفظ کنم. تا حالا اینقدر به این فکر نبودم که اعمالم چطور توسط دیگران قضاوت میu200eشه. با خودم میu200eگفتم این موقع شب دیگه هیچ آشغال جمع کنی هم نیست که کمک کن البته غذایی برای اونا سفارش نداده بودم ولی یاد این افتاده بودم که چند هفته پیش کمک میکردم. حس اینکه بد شدم حس اینکه واسه موفقیتهای علمی و ... خیلی دیر شده. هم کلاسیهای دوران دبیرستانم شیکاگو و فرانسه درس ...
ادامه مطلب
سلام فرض کنید یک چراغ قدیمی توی انبار خونهی مادربزرگتون پیدا میکنید ، مشغول تمیز کردن آن هستید و همان داستان قدیمی واسه شما اتّفاق میافتد غولی از آن چراغ بیرون میاد و ... امّا ادامهی داستان رو بیایم یکم تغییر بدیم غول چراغ ما ایرانی هست دیگه باید یه فرقی با دیگران بکنه :D پس ادامه ماجرا رو اینطور فرض کنید ، غول داستان ما میگه : من همین یه کار رو حال دارم انجام بدم تو رو ببرم هرجا که دوست داری با هرکی که دوست داری بدون هیچ محدودیتی چی پاسخ میدید؟ (بنظرم خوبه که قبل از خوندن ادامه متن به خودتون این سوال رو پاسخ بدید.) بهشت ، زیباترین طبیعت به همراه...
ادامه مطلب
نمیدونم دقیقاً چند سال پیش بود حدس میزنم 8 سال یا 9 سال پیش بود تلویزیون داشت بچّههای المپیادی رو نشون میداد اون سال المپیاد جهانی تو ایران (اصفهان) بود. یکی از پسرا مدال طلا یا نقرهی جهانی گرفته بود باهاش حرف میزدند وقتی فهمیدی مدال گرفتی اوّلین کاری کردی چی بود؟ گفت به مامانم زنگ زدم بهش خبر دادم اون زمان مادر بزرگم و مامانم داشتند تلویزیون میدیدند و مادربزرگم به مادرم میاد میگه ان شاء الله cloud هم وقتی از این افتخارها کسب کرد به من زنگ میزنه من وقتی به گوشم رسید واقعاً دوست داشتم یک بار هم که شده این فرصت پیش بیاد ولی نه المپیاد کاری کرد...
ادامه مطلب
ترم چهار بود و تو کلاس عمومی یک آقای میان سالی داشت بلند بلند بخشی از داستان زندگش رو برای دور و بریاش تعریف میکرد به طور خیلی خلاصه : ایشون کارشناسیو تو یه رشتهای که مربوط به زیست میشد رو گذرونده بود و برای ارشد رفته بود کانادا(نمیدونم بورس شده بود یا نه) ولی اونجا برای پایان نامهاش به دلیل نقص فنّی دستگاه خنک کنندهای که در اختیارش گذاشته شده بود با مشکل رو به رو میشه و اون شخصی که استاد راهنماش بوده هم هیچگونه همکاری باهاش نمیکنه و ایشون رو مقصّر میدونه و با توجه به مشکلات ویزاش مجبور میشه برگرده ایران (راستش قبلشم داشتند در مورد اید...
ادامه مطلب